اصلا حال و حوصله ندارم ، دوست ندارم با کسی حرف بزنم، جایی برم ، از صبح سره پام نظافت میکنم، تا دقیقا همین الان
همش میخورم ، وحشتناااااک ، وزنم سه رقمی شده ، کمردرد و پادرد گرفتم از شدت وسواس و چاقی
همه چی سریع بهم برمیخوره و تو خودم میریزم و واگویه میکنم برا خودم ، بشدددددت نشخوار فکری دارم
از همه بدی میبینم
بدی نمیکنم، نمیتونم بد باشم بخدا ، این تعریف نیست
احساس میکنم دستم نمک نداره
آدم قابل اعتماد و امن اطرافم نیست
شوهرم ولمون کرده رفته
ووووووو........
حالم خوب نیست