2777
2789
عنوان

حال م خرابه

111 بازدید | 6 پست

رفته بودیم داهات خونه پدریش ی خونه دهان دارن یکی شهر نزدیک دوماهه میریم اونحا یه هفته ی هفته میمونیم دوروز خونمونیم و ی فته اونجا اینسری ک رفتیم اونجا همش بارون بود برقاهمش میرفتن و شرجی بود داغون شدم از گرما چون خوزستان خودش گرمه حالا شرجیشک دیه افتضاحه بارون میزد ولی شرجیشو داشت.. برقا هم میرفتن نمیتونستیم کولر روشن کنیم اونجا هم ک کلا نت زیاد نیس انتن هم ی جاهایی باید بری تابگیره حوصلم داشت سر میرفت ب شوهرم گفتمبریم خونمون قبول نکرد روز بعد گفتم بریم باز قبول نکرد گفتمحوصلم اینحا سر میره قبول نکرد تا امشب ک کلی دعوا و بزن بزن کردیم قبلا ی دخترو میخواست تو داهاتشون گفتمش هیچوقت حق نداری ازاونجا رد شی از در خونشون امروز خواس بره جایی بهش گفتم از ی جادیگه برو از اون سمت نرو بدش اومد و جلو جاریم و خانوادش کلی کتکمزد فوشم داد.. دارم میمیرم... اینقد تحقیر شدم.. تازه مادرشوهرم میگفت تو میخوای بری شهر هوس کی...ر کردی کلی حرف بارم کردن 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108