۶ماه میشه ازدواج کردم ولی خانواه همسرم بامن راحت نیستن..البته اوناشهرستانن وماهی یکبار تقریبا ما میریم اونجا ولی اونا اصلا نمیان جز پدرومادرهمسرم .
مثلا یه گروه خانوادگی دارن که همه خواهرا ووبرادرا وسه تاعروسشون هستن ولی من نیستم..خب منم عروسشونم..
اصلا بهم زنگ نمیزنن هیچکدوم ازعروسایاحتی پیامکی..خواهرشوهرم هم خودم اگه زنگ نزنم دیر به دیر سراغی ازم میگیره..درحالی که میبینم به همسرم پیام میده وزنگ میزنه مرتب من خیلی تلاش کردم مثلا پیام دادم حالشون روپرسیدم،زنگ میزدم وگاهی چون بچه های کوچیک دارن عروسام براشون هدیه کوچیک یاخوراکی میخریدم وقتی میرفتم میبردم .ولی هم عروسم حتی ازم یه تشکرخشک وخالی هم نمیکرد..
خیلی محترمانه باهاشون رفتار میکنم،هیچوقت دست خالی نرفتم پیششون،ولی بازم اونا باهام سردن..
وقتایی که همسرم میگه بریم شهرستان ته دلم میگم کاش نریم.