من سال آخرم هدفم رتبه خوب نیس میخوام سال اخرمو هم کار کنم هم درس بخونم 3 4 روزه کار میکنم از کارم راضیم تا آخر شهریور که راحتم ولی بعد دوس دارم ادامه بدم چون هم محیط کارم خوبه هم نزیکه خلاصه راضیم ولی خب میخوام بدونم شدنیه هم برم مدرسه از صبح تا 1 2 گاهی هم 12 بعد 4 تا 10 11 شب کار کنم و بتونم درسای فردامم آماده کنم. میدونم هدفم اگه رتبه عالی بود امکان نداشت ولی خب واسه اینکه فقط بتونم نمره کلاسی بدی نداشته باشم میشه به نظرتون؟ لطفا اگه تو شرایط من هستین یا قبلا بودین بگین چطور بود؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من دوران دانشجویی بااینکه واحدامم سنگین بودن کار میکردم ازهمیشه ام بیشتر میرسیدم به درسام.
یطورایی ادم مجبوره همه چیو طبق زمان بندی وبرنامه انجام بده
زمان میگذرد... خیلی چیز ها تغییر میکنند،یک روز به خودت میآیی و میبینی دوستان واقعی ات را نشناختی و دشمنانت به تو لبخند میزنند. کسانی را از یاد برده ای که زمانی از بهترین هایت بوده اند با آدم های جدیدی آشنا میشوی که هرکدام حس جدیدی در تو میکارند و گاهی خاطره ای قدیمی را در تو زنده میکنند. بوی عطرشان گاهی قلبت را میفشارد،از بعضی مکان ها با ترس رد میشوی و خاطره های خنده دارت اشک آور میشوند. زمان سرسخت ترین چیزها را عوض میکند حتی باورهایی که زمانی قلبت را میساختند..
بنظرمن اره دیگه بستگی به روحیه و توان جسمی خودت داره
زمان میگذرد... خیلی چیز ها تغییر میکنند،یک روز به خودت میآیی و میبینی دوستان واقعی ات را نشناختی و دشمنانت به تو لبخند میزنند. کسانی را از یاد برده ای که زمانی از بهترین هایت بوده اند با آدم های جدیدی آشنا میشوی که هرکدام حس جدیدی در تو میکارند و گاهی خاطره ای قدیمی را در تو زنده میکنند. بوی عطرشان گاهی قلبت را میفشارد،از بعضی مکان ها با ترس رد میشوی و خاطره های خنده دارت اشک آور میشوند. زمان سرسخت ترین چیزها را عوض میکند حتی باورهایی که زمانی قلبت را میساختند..
آدمیم اگه یه چیزیو بخوام خسته هم بشم کم نمیارم تنبل نیستم الانم تایم صبح هستم ولی 4 ک کارم تموم میشه ...
خدا کمکت کنه موفق بشی عزیزم❤❤
زمان میگذرد... خیلی چیز ها تغییر میکنند،یک روز به خودت میآیی و میبینی دوستان واقعی ات را نشناختی و دشمنانت به تو لبخند میزنند. کسانی را از یاد برده ای که زمانی از بهترین هایت بوده اند با آدم های جدیدی آشنا میشوی که هرکدام حس جدیدی در تو میکارند و گاهی خاطره ای قدیمی را در تو زنده میکنند. بوی عطرشان گاهی قلبت را میفشارد،از بعضی مکان ها با ترس رد میشوی و خاطره های خنده دارت اشک آور میشوند. زمان سرسخت ترین چیزها را عوض میکند حتی باورهایی که زمانی قلبت را میساختند..
حتی هدفت رتبه عالیم بود امکان داشت اولا باریکلا بهت که کار میکنی همه درس میخونن کار پی ...
حقوقم دو و خورده ای ولی خب سنم کمه همینم راضیم اصلا دوس ندارم کارمو ول کنم... چون تا کارو یاد بگیرم یه ماه بگذره باید ول کنم به صاحب کارم گفتم اگه یه درصد از مهر نشد اوکیه گفت تازه اومدی حرف رفتن نزن و اینا ولی هرموقع دوست داشتی میتونی بری چون بوتیک نزدیک خونمون هست واسم راحته