ادامه نداره الان چند روزه گذشته
۱۸ سالمه
چنوقت پیش فهمیدم اینستا داره قبلش پرسیدم گفت ن ندارم اما اکانت قبلی خودش بود داعون شدم وقتی دیدم استوری گذاشته زدم بیرون انقد قدم زدم اروم شدم مامانش همشو برام پیام داد ارومم کرد شبش پرسیده بود گفته بود دروغه ندارم
گفتم امروز بگم بیاد حرف بزتیم مامانم اسنا ۴ و نیم رفتن ی ساعت دیه میان
گفتم جرف بزنیم گوشیشو بگیرم
قبلش گفتم ب مامانش دیگه کاریش ندارم اما دلم نیمد
گفتم ولی مامانش گفت الان خوابه بهدش گف باید ببرمش دکتر گف بهش گفتم میخواد بیاد اما وقت دکتر گرفتم براش
از ۴ و نیم تا الان دارم گریه میکنم فکر لباس حرف همه چیو کردم اما نشد چرا بدبختم انقد چرااااااااا
دلم واسش تنگ شده رفتم همه چتامونو از اول میخونم چیشد اون عشق قشنگ چیشد اخه یهووو؟؟؟؟