اگ بتونم باهاش حرف بزنم ک خوبه تا وقتی من بودم و گوشی داشت پاشو از خونه بیرون نمیزاشت همش باید باهاش نق میزدم پاشو برو بیرون یکم هوا بخور با رفیقات باش
همش میگف تو رفیقی تو تفریحی من میخوام با تو حرف بزنم
من ب رفیقش حیلی اعتماد داشتم ولی خودش گف همون رفیق نامردش بهش بی و تی قلیونو طارف زده و یادش داده
مت میگم اکثر رفیقاش حسودن میخوان جدامون کنن
تو شهر ما دخترا ب پسرا واسه ازدواج بله نمیدن عادتمونم هست زود ازدولج میکنیم همین رفیقش هزار جا رفته خاستگاری بهش دختر نمیدن نمیخوام قضاوت کنم نه اما خب هرکی باشه با خودش میگه چطور اون رفیقم ک پول نداره هیچی نداره ی دختر خوب حاطر خواهشه اونوقت منو کسی بم بله نمیده
اخه من زیاد اهل این جیزا نیستمل اما خب وضع مالی ما بهتره کلا از اینا هسم ک اگ عاشق نبودم ب کمتر دکتر مهندس رضایت نمیدادم برا ازدواج چون واقعا ارزوهام بزرگه تو یه همچین خانواده ای هم بزرگ شدم