نه هیچ خبری
بره بمیره واقن دلم میخاد بمیره،مرز بین عشق و نفرت خیلی باریکه
الان در حالی ک از دوست داشتنش دارم میترکم حالم ازش بهم میخوره
انقد ادم گوهیه ک بعد حرفاش باز غیب شد،ینی ی ذره م پشیمون نیست
دل احمقم حالیش نیست نمیبینه اینارو
کی قراره تموم شه پس،تا کی وضع اینه