2777
2789
عنوان

مامانای شما هم‌اینطورین

256 بازدید | 32 پست

حالا جهیزیه خریده

رک‌بگم‌وظیفه س دیگه همه دارن میخرن کم یا زیاد

من تا جایی که تونستم چه زمان شاغل بودنم چه حالا از پولی که نامزدم بهم‌میده کمک کرده

تا میگم فلان چیز لازمه منتش رو میذاره یا میگه خودت پول داری برو بخر

خرج همه چیزم با خودمه 

بخدا نامزدم اینا رو نمیدونه ها

تنقلات و وسایل شخصی خلاصه همه چی

چند وقت پیش یه وسیله میخواستم‌بگیرم گفت یه مقدار خودت بده منم حدودا ۸۰۰ دادم از پول خودم بود نه نامزدم

بعد یه نفر میخواست به نامزدم پول کارت به کارت کنه 

به اون بانک ما حساب نداشتیم ریختیم تو حساب بابام

بعد من قرار شد امروز کارت به کارت کنم به مامانم گفتم نشد همش رو انجام بدم‌یه بخشیش موند یه مقدارش هم تو کارت بود که ندونسته خرج شده بود که نامزدم گفت برای خودت منم به مامانم گفتم اونو بدید برای خودم

حالا میگه فرض کن گذاشتی روی اون پول 

عصبیم کرد با حرفاش دعوامون شد پیش مامان بزرگم

گفتم چقدر منت میذاری تا ده سال دیگه بشین هر چی گرفتی فقط تعریفش کن پیش این و اون

بعد دراومده میگه بیشعور بذار ببین بهت میدم یا نه بعد حرف بزن

بهش میگم‌شوخی و یا جدی رو مشخص کن

ازت میپرسم جدی نمیخوای بدی يانه یه کلام بگو میگه نمیخوام 

الان می‌خوایم بریم بیرون باقی مونده رو کارت به کارت میکنم

اون‌پوله هم چه جدی چه شوخی اصلا نمیخوام

فقط از این به بعد دیگه نمیذارم واسه پول خودم دخالت کنه

اندازه که من از دست مادرم و دخالتاش و حرفاش و زخم زبونش حرص خوردم خانواده شوهر فرشته ان


چه کنم بیخیالی سخته

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

فداتشم🥺عشقم مامانا بیشتراز همه تو زندگی تو فشارن مخصوصن الان با این وضعیت مالی 

بکم درکش کن بگذره بری زندگی خودت ♥

تنها چیزی ک باعث افتخارمه تو این همه سال زندگیم امیدیه ک هنوز ب خدا دارم با وجود همه ی دردام بازم اسمشو میارم و ب خودش پناه میبرم...ازوقتی ک ب دنیا اومدم مادرزادی مشکل مجاری داشتم پنجسال تموم هیچکی از مریضیم سردرنیاورد درنهایت مشکلموفهمیدن و عمل شدم تو این مدتم اکثرن روزام تو بیمارستان گذشت و زیر سوروم و امپول جون میکندم و دلم ب دستکش دکترا خوش بود ک اگه دخترخوبی باشم و گریه نکنم بهم ازاونا میدن تا توشون و بادکنم و بادکنک داشته باشم تو اون شدت مریضیم بابام دوتا دستامو با قاشق میسوزونه هنوزه ک هنوزه جاش هست (بعداز خوب شدنم زندگیم با پدر عصبیم ادامه دار شد جوری ک از شدت استرس لکنت زبون گرفتم و با زور حرف میزدم یکم ک بزرگ ترشدم ب مادرم خیانت کرد و ب کوچیک ترین چیز گیرمیداد تا مادرمو از خونه بندازه بیرون از کتک بگیری تا فحش بارمون میکرد  چندبار میخاس مامانمو بکشه واسه منی ک تنها فرد زندگیم و مادرم میدونستم دیدن اشکا و اذیتاش خیلی سخت بود از یطرفم خودم و اذیت میکرد آبروی مامانمو برد تو فامیل با عموم رفته بود خاستگاری  ب مادرم تهمت مریضی زده بود درحالی ک هیچیش نبودبعدشم معتاد میشه و وضع مالیمون روز ب روز بدتر و همیشه هم فامیلای مادرم مسخرمون میکنن و ماام بخاطر پدرمون همیشه سرخورده میشیمو سرمون پایینه میدونم مهم نیستن ولی وقتی اسمش میاد انگار غرورم له میشه و بغض کل گلومو میگیره وقتی ک تو این جو زندگی بزرگ شدم ک با ی اقایی اشنا شدم شده بود دلخوشیم امیدم پناهم ک بعداز 9 ماه تصادف میکنه و فوت میکنه قصدمون جدی بود حتا دوسداش خانواده ها بفهمن من بخاطر پدرم مخفی میکردم بعداز خبری ک ازش شنیدم کلللل دنیا خراب شد رو سرم ب جرات میتونم بگم پنججح روز تموم لب ب یقاشق غذاهم نزدم فقط میخابیدمو با فکرا و خاطرها و غم نبودنش دیواااانه میشدم ولی بازم گریمو تو خودم حبس میکردم تا یوقت مامانم شک نکنه😔یکسره فکرخودکشی میزد ب سرم از یطرفم پدرم بهم زورمیگفت و با اخلاقش اذیتم میکرد بهتره بگم بیشتر دلتنگ ترمیشدم🙃اخه من همش با خیال اون بود ک این زندگی و تحمل میکردمو اهمیت نمیدادم ولی دیگه نبوداگه اینارو برات نوشتم فقط بخاطر اینکه من با وجود همه ی این حال خرابیا ب خدا امیدوارم چرا تو نباشی رفیق؟ امیدوارباش شاید فصل بهارزندگی ماام برسه🌈❤
کاش زودتر پولمون جور شه بریم سر خونه زندگی خودمون  دور شم راحت شم

منم هیمن دعا رو کردم...خدا رو شکر خونه خودم راحتم.همش دق می داد.یه جهیزیه افتضاح با منت داد.اخرش می گه ببین چه سنگ تموم گذاشتم.نصفش رو خودم خریدم نصفش با دعوا داده.

فداتشم🥺عشقم مامانا بیشتراز همه تو زندگی تو فشارن مخصوصن الان با این وضعیت مالی  بکم درکش کن ب ...

بخدا می‌فهمم منم تو فشارم 

داره میبینه 

باور کن‌ انقد زور داره خانوادت درکت نکنن

منم هیمن دعا رو کردم...خدا رو شکر خونه خودم راحتم.همش دق می داد.یه جهیزیه افتضاح با منت داد.اخرش می ...

نه من بنده خدا خودش خرید 

هر چی خواستم

ولی از دماغم درمیاره با بحث های مسخره مثل این

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز