2777
2789
عنوان

نزدیک زایمانمه با شوهرم دعوا کردم

1929 بازدید | 55 پست

من تقریبا از 10 روز پیش اومدم خونه مامانم اینا یه شهر دیگه واسه زایمان قرار بود هر وقت نزدیک زایمانم شد بگم شوهرمم بیاد

حالا پریشب رفتم دکتر گفت برو بیمارستان 

خلاصه اونجا معاینه شدم گفت اولشی داره شروع میشه

منم به شوهرم گفتم اونم اومد چند ساعت راهه

حالا از. دیروز ک اومده چند بار بهم گفته تو که خبری نبود به من گفتی بیا یا چند بار کلافه وار گفت چیکار کنم تو که نمیزایی

امروز صبح ک اینو گفت زدم زیر گریه بهش گفتم پاشو برو نمیخوام ببینمت

خیلی دلم شکسته خیلی

معذرت خواهی کرد ولی اصلا نمیتونم ببخشمش

بیاین به هیچکس نگیم خوشبحالت چون انرژی منفی داره🤗 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بیخیال دیگ‌شاید اونم مشکل داشته

اگر له دوای مردنیشم دوباره زیندو ببمه‌وه.                          بی گومان حز ده‌که‌م دیسان هر کورد بم.                             نیشتمانیشم... کوردستان.                                              من دلداری کوردستانم ❤️🙂
شاید عمدی نیست مردا درکی ندارن ازاین شرایط که زن خودش تو استرسه الان جای اینحرفا نیست . 

عمدی هم نباشه

مگه دست منه زایمان

بخدا دلم مث چی شکست خودم کم دلشوره دارم

اصلا بدم اومده ازش

بیاین به هیچکس نگیم خوشبحالت چون انرژی منفی داره🤗 

ابجی عزیزم الان نزدیک زایمانته اعصابت خورد نکن . خب بنده خدا شوهرت حتما کار داره . البته شوهرت هم باید درکت کنه که حامله ای وحساس وهرحرفی نباید بزنه ولی ولش کن حالا که معذرتخواهی کرده 

اصلا به حرفا و کاراش اهمیت نده فکر خودت باش 

دوست خوب نی نی سایتی من،چقدر خوبه که اولین نسخت تو هرتاپیکی این نیس که ببین به نظرم شوهرت داره هرز میپره یا ببین من نمیفهمم چرا تو این زندگی موندی طلاق بگیر.چقدر خوبه که راست یا دروغ فخر نمیفروشی حالا بخاطر  اخلاق همسرت یا موقعیت مالی یا...چقدر خوبه که درک میکنی عقاید مذهبی ادما باهم متفاوته،چقدر خوبه که پای تاپیک یه کاربر غمگین که داره درددل میکنه نمیای بنویسی خب که چی.من افتخار میکنم دوستی مثل تو دارم و خوشحال میشم فقط امثال تو با من حرف بزنن اینجا.زندگیت غرق شادی و ارامش🌹
اووووو خوب حالا بدبختم حتما مشغله كاري داره وگرنه از خداشه پيش تو باشه طفلي اخرشم معذرت خواهي كرده

نمیدونم باردار شدی یا نه

هر کار کنی نمیتونی به روحیات تسلط داشته باشی


بیاین به هیچکس نگیم خوشبحالت چون انرژی منفی داره🤗 

خب شاید اونجا معذبه.راست گفته چرا اینقدر زود خبرش کردی میزاشتی دردات شروع بشه بعدا.منم خونه ی پدرم یه شهر دیگه بودم.حالا من برای زایمان نرفته بودم.اما همینجوری رفته بودم معاینه و چکاب دکتر گفت کیسه آبت نشتی داره فردا باید صبح زود بری زایشگاه.گفتم اینجا ننیخام زایمان کنم گفت نمیشه ممکنه تو راه کیسه ابت پاره بشه خیلی وقته بچه تو خشکی هست.من فرداش ساعت۷ رفتم بیمارستان.شوهرم بعدازظهرش اومد.وسایل اورد چون ساعت ۱۱ شب زایمان کردم اونم با آمپول فشار

در ۹۹.۹.۱۱زیباترین هدیه مو از خدا گرفتم یه فندوق کوچولوی دوست داشتنی که یه تیکه از وجودمه 😍😍در تاریخ ۹۹.۹.۹.بهتریترین اتفاق زندگیم خواهد افتاد مطمعنم 😍سکوت کن..فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری این روزها مردم از سکوت کمتر داستان میسازند
اصلا به حرفا و کاراش اهمیت نده فکر خودت باش 

میشه مگه؟ 

من خانوادم از همون روز مثل پروانه دارن دورم می‌گردن ولی چون شوهرم نبود همش حس خلا میکردم بابای بچمه

حالا هم ک اومده اینجوری میگه

بجا اینکه از نظر روحی منو تامین کنه

بیاین به هیچکس نگیم خوشبحالت چون انرژی منفی داره🤗 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

شک به همسر

zohre9876 | 48 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز