من ی کاری داشتم خونشون شوهرمم از قبل خونه مادرجونش بود خلاصه رفتم تواتاق خودشو شوهرمو و دخترش نشسته بودن اومد جلو در ااتاق محکم وایساد جم نخورد تاوقتی ک من کارمو بهش گفتم بعدش گفتم کی پیشته گفت فلانی و اسم شوهرم اورد گف فقط ۵ دقیقس اومدا پیش من نشسته...😐😐😐بعدشم شوهرم عین جت پاشد رفت ی اتاق دیگه