2777
2789
عنوان

بحث باپدر...

209 بازدید | 15 پست

سلام دوستانم من با همسرم ازبچگی بزرگ شدیم و دوست خانوادگی بودیم یه جورایی پیش رفت که من علاقه شدیدی به خانواده شوهرم داشتم واوناخیلی مذهبی بودن ومنووچادری کردن ویجورایی راهنمای من بودن وشده بودمثل شاگردواستادی خلاصه من دوست داشتن که عروسشون بشم ومنم همینطور البته که این اتفاق افتادهستین که بگم ؟؟؟

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

تااینکه من واردخانوادشون شدم خیلی منودوست داشتن مخصوصاپدرهمسرم و روم یه حساب دیگه ای بازمیکردن اما من بزرگترشدم وعاقل تروچیزهایی دیدم که متوجه شدم اشتباه فکر میکردم که اینقدرخودم روبهشون نزدیک کردم دخالت های زیادبه عنوان اینکه عالم هستن ومن شاگردودست پروردشونم

خلاصه چندروز پیش پسرهفت ماهم سرماخوردوشوهرم رفت خونه پدرش وگفت که بچمون سرفه داره ومیون حرفاش گفت غذای کمکی روازشیربیشتردوست داره و ماهیچه وعصاره گوشت میخوره که یکدفعه پدرشوهرم گفت این چیزارونبایدبه خوردبچه بدین هنوزکوچیکه باسدفقط شیریخوره

والا من یادم نیست از چند ماهگی باید به بچه ماهیچه داد ولی حس میکنم ۷ ماهگی زوده یه کم


ضمن اینکه کم کم کاری کن که بفهمم مرجع تقلیدت نیستن

همسرت اخلاقش چطوره؟؟؟

اونم حرف خانوادشو خیلی قبول داره؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز