من از اول آشنايى اطلاع داشتم يه شكست عاطفى رو تجربه كرده و كلا گذاشتمش كنار بهش فكر نميكردم اما يمدت بعد هربار يه نشونه ازش پيدا ميشد مثلا تاريخ تولدش تو مخاطبين چتاى قبلش حتى بعد عقد هم فهميدم تتوى دستش يه حرف از اسم اون داره كه خيلى بهم ريختم همش حس ميكنم بهش فكر ميكنه با اينكه رك و راست صحبت كردم با خودش گفت نه و پشيمونم حسيم ندارم يه تجربه احمقانه بود