2777
2789
عنوان

اسم این غذا چیه

287 بازدید | 20 پست

بچه ها  من یه جایی رفته بودیم سفر  اونجا چند روز توی یکی جایی که آشپزخونه داشت ساکن شده بودیم. بعد  چند بار  چند خانواده را دیدم که برای شام  بادمجون و سیب زمینی و گوجه و هویج و کدو  و پیاز و این جور چیزا را  خرد میکنن توی قابلمه با یکم روغن و رب  میپزن  .حالا امروز یادم اومد  درست کردم اتفاقا خوشمزه هم بود  و حتی بچه هام هم که بهانه میگیرن خوششون اومد  🤭 

ولی نمیدونم اسم این غذا  چیه 

شما درست کردین  تا حالا

... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

یتیمچه😆😆

🌱🌱خدایا صبرمو زیاد کن تا هیچ وقت سر بچه هام داد نزنم و خییییلی صبور بشم خدایا بچه هامو همسرمو به خودت سپردم مراقبشون باش ❤❤�اگه امضامو خوندی یه صلوات برام بفرست دوست گلم 🍃🌹🌹🌹🌹

اصلا سرخ کردنی نداره  ‌.فکر کن خیلی باحاله یهو همه چی باهم میریزی توی قابلمه  با همه دیگه پخته میشن 😆

... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️

مخلوط سیفیجات  

‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)
کدوم شهر رفته بوید

اصفهان ولی کسانی که  این غذا را درست میکردن مسافر بودن از جاهای مختلف  ولی جالب بود برام  که  هر خانواده که میومد اونجا حداقل یکبار اینو درست میکرد 

... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108