همسرم بهم گفته بود پول بهت میدم برو خرید عینک و ساعت و بدلیجات بعد بهش زنگ زدم گفت الان میزنم یه ربع دیگه نزد من با پول خودم چون همه شو خرج کردم یا قسط بانک دادم در حد سیصد تومن بدل خریدم پولم کم اومد نتونستم ساعت بخرم یا نیم ست بردارم بعد عصر گفت که پول میزنم برو بخر تا شب نزد شب خریدامو نشون دادم میگه ای کاش شیک تر بخری میگم خوب پول میدادی شیک تر بخرم در ضمن اینا سلیقه من ه من دوستشون دارم بعد گفت ساعت و عینک کو گفتم نشستن تو مغازه پول بدی برم بخرم بعد گفت نه من یه جا می شناسم میریم می خریم گفتم کی گفت فردا پس فردا منم گفتم تو که وقت نداری و دیر میای گفت عصبی نکن من از سوال جواب بیزارم بعد به شوخی گفتم حالا که بچه خوبی شدم فردا من و ببر عصبی شد داد زد مشت زد به دیوار الان م اومده میگه ببین دستم شکسته منم گفتم چه می دونم گفت مثلا پرستاری!!!منم گفتم پرستارم دستگاه رادیولوژی که نیستم بعد تنهایی لباس پوشید رفت بیمارستان