امام رضا
ا
اولش خجالت میکشیدم بزنگم براییش. دیگه. طاقت نیاوردم. چون. دلم جسممم تنم. روحم. داغونه
وقتیصدای حرم و اطرافیان شنیدم بغض منو گرفت
از دل گریه کردم یه صدای شنیدم ک زاعررامام. بود. یه خانوم اینقدجیغ میزد. و هی گریه. میکرد. و ناله
دیگ. ب این پی بردم. ک. پخش تماس. ها. کنار. صحن و زیارتگاه. آقا هست .
خیلی دلم میخواست این ماه. برم مشهد. نشد
و هر کسی میره مشهد یا ساکن مشهد. منو دعا. کنه