سلام خوبید.. لطفا کمکم کنید من امروز با خواهرشوهرم جاریم رفتیم استخر کلی هم خوش گذشت.. برگشتنی گفته بودیم شوهرم بیاد دنبالم.. بعد که رسیدم کنار ماشین بهش گفتم سلام عزیزم خوبی خسته نباسی راه افتاد داشتیم حرف میزدیم.. من اروم زدم رو پای این به اقا برخورد چرا این کار کردی کلا تفریح امروزمون خراب کرد.. همیشه همینطور هر وقت میبینه یکم بهم خوش گذشته اخرش یه کاری میکنی اشک منو در بیاره منم اومدم تو اتاق الان اومد نزدیکم بشه فاصله گرفتم چون دلمو شکسته
مردا جوگیر میشن این موقع ها ..البته نه همشون ...خدا عقلشون بده
ما را از “چوب خدا” ترساندندولی…به “بوسه خدا” امیدوارمان نکردنددر حالیکه خداوند کلامش را با “الرحمن و الرحیم” آغاز می کندبارش بوسه های “بی منت” خداوند را برایتان آرزومندم
باید مستقیم باهاش حرف بزنی . به نظرم یه دفترچه بگیر دستت یه مدت کار هاش و حرفاش رو بنویس که یادت نره و بعدا اون نتونه انکار کنه . بعد بشین باهاش حرف بزن ک این رفتار هاش آزارت میده