2777
2789
عنوان

دیشببب

69 بازدید | 7 پست

دیشب رفته بودیم پارک بعد من و دوستم نشسته بودیم رو یه صندلی که دوتا پسر که میشناختمشون اومدن صندلی بغل ما نشستن :( یکی از این پسرا خیلی سال پیش رو من کراش بود بعد من بهش جواب رد دادم 

 دیشب همش نگاش بمن بود اصلا چشم برنمیداشت 

خیلی ضایع نگا میکرد طوری که دوستمم متوجه شد

هی سعی میکرد خودش و بهم نشون بده با دوستاش شوخی میکرد جلوی من و اینا 

دوز پسرم یخورده اون ور تر بود میترسیدم یه اتفاقی بیوفته حالا دعواشون بشه یچیزی 

پاشدم جامو عوض کردم بازم دنبالم اومد 

چند سال گذشتع ینی هنوزم بهم حس داره 

یا قسدش مزاحمت بود 

نمیدونم ولی خیلی حس بدی داشتم دیشب اصلا یادم نمیره

نگاهاش اذیتم میکرد 🥺

یبار انقدر نزدیک شد بهم که تونست صفحه گوشیم و بببنه در ایننن حد 


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خو چرا با اون بدبخت رل نزدی💔😅

اخه اون موقعه ک اون بهم پیشنهاد دادم من خیلی بچه بودم 

اصلا نمیشناختمش 

حسیم نداشتم 

نگااهاش دیشبش خیلی اذیتم میکرد انگار که با حسرت نگاه میکرد وای نمیدوونم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792