رفتن روستاشون مادرشوهرمم اومد دنبالم من و پسرم رو بردن روستا
پدرشوهرم غذا از بیرون گرفت شوهر خواهر شوهرم کیک گرفت خواهرشوهرامم کلی تدارک دیدن
زنگ زدم به شوهرم گفت نمیام و کلی غر زد بعدم که پسرم خواهش کرد اومد نشست سرش رو انداخت تو گوشی
همه تک تک کادو دادن خواهرشوهرام جدا مادرشوهرم جدا پدرشوهرم جدا شوهر خواهرشوهرمم جدا داد ولی شوهرم هیچی حتی تبریکم نگفت