همیشه میگم اگه این پنجره اتاق من نبود چقد دلم میگرفت...
وقتایی ک دل تنگ میشم پناه میارم به این گوشه از اتاق
رفت و آمد مردم و میبینمـ
مشغله هاشون
یکی پای تلفن گریه میکنه یکی میخنده...
ماشینها رد میشن...
صدای آژیر امبولانس میاد...
و خونه ها...
تک تک این پنجره ها نشان یک زندگیه
یک داستان خاص
یک غم یک شادی
وقتایی ک ناراحتم این چیزارو که میبینم میفهمم این من تنها نیستم که داستان و دغدغه ای دارم تو زندگیم
همه مون به نوعی مشکلاتی داریم ولی یکی هست که هوامون و داره
یکی که تنهام نذاشته تا حالا
ازینجا انگار به خدا نزدیک ترم من
خدارو میبینم توی ابرا توی اسمون توی خورشید توی نور
توی خنده های مردم توی غماشون
همه جا خدارو میبینم🤍
