فامیل و اطرافیان شما هم بهتون گیر میدن که ازدواج کنید؟
امشب زنعموم و مادربزرگم (مادری)خونمون دعوت بودن
اول ک زن عمو و دخرت عمو شروع کردن مخ آدم رو خوردن ک چرا شوهر نمیکنی و فلان ....بعد دیدن از من نمیتونن حرف بکشن زنعموم خیلی ضایع بلند شد رفت کنار مادربزرگم (و شروع کرد تو گوشش ی چیزی گفتن از ازدواج من و اینکه منو راضی کنه)
اصلا ب اونا چه ک هر دفعه میان گیر میدن؟؟؟من امشب رک ب دخترش گفتم این مسائل شخصیه مگه من از بقیه میپرسم قبلا هم گفته بودم اما نمیدونم چرا سرشو از تو باسن من نمیکشن بیرون خسته شدم واقعا ...
خجالت هم خوب چیزیه...