آدمای زیادی توی زندگی من بودن،حتی توی تایپیکهام گاهی اوقات به شوخی و جدی ازشون چیزایی مینوشتم،با بچه های نی نی سایت جوادا،ممدا،مصطفی ها ...همه رو بررسی کردم،
خیلیا از من خوششون اومد و من نخواستمشون
خیلیا رو من خواستم و اونا منو نخواستن
خیلی وقتا دلم شکسته شد
خیلی وقتا هم دل شکستم...
گاهی وقتا شیطنت کردم
گاهی وقتا از همهچیز ناامید شدم
بارها قید ازدواج رو برای همیشه زدم
بعضی وقتا اسم بچه هامم انتخاب کردم
مثل یه تیکه چوب روی دریا شناور بودم
آزاد و رها
اما سرگردون...
تا اینکه تو اومدی مرتضی
و شدی تمام وجود این تن خسته و شکسته
ازت ممنونمکه اومدی
بعد از اومدن تو زندگی برای من رنگ دیگری خواهد داشت...
حالا دیگه با غرور سرمو بلند میکنم و به همه میگم؛
ایشون انتخاب عاقلانه ی منه
انتخاب روزهای ۳۱ سالگی
وقتی اتفاقات خوب و بد زیادی رو از سر گذرونده بودم
و با آدمای زیادی سر و کار داشتم
و فهمیدم که عشق یعنی داشتن حس خوبکنار یه آدم معمولی...
میخوامت رفیق ۱۴۰۱.۵.۴
چهارمین روز مرداد ماه برام جاودانه ترین تاریخ خواهد بود چون هم روز یکی شدنمون و هم روز میلاد توست.