2777
2789
عنوان

دعواساعت۴صبح😭

1263 بازدید | 41 پست

امروز پریودشدم از صبح که پامیشم بخاطر دخترم سرپاااام تا شب که بخابیم دیشب خیلی اذیتم کرد ساعت ۱خابید 

ساعت ۴صبح شوهرم تکونم داده بیدارکرده که سره بچه از بالش افتاده پایین منم خیلییی خابم میومد محل ندادم خودش پاشد دخترم و تکون دادبیدارش کرد🥶بعدانداخت روپاش همش زیرلب منو فوش میداد که بیدارشم بچه رو بخابونم منم پانشدم آخه خودش بیدارکرده بود منم نیاز به استراحت دارم دیگه کم آوردم بعدیه لالمه غرغر که سرم کرد بیدارشدم به دخترم شیر بدم گفت تف توروت😭😭منی که صب تاشب دست تنها خ دشم هیچوقتتتت خونه نیس دارم بچه نگه میدارم بخدا هرکی میرسه بهم میگه سربچه خودتو از بین بردی 

بعداز حرفش منم دخترم و گذاشتم زمین رفتم اونور گریه کردم باااز اومد دادوبیداد که بی عرضه پاشو بچه رو شیر بده که عصابم خورد شد منم داد زدم ساعت ۴صب😭😭بیچاره دخترم خیلی ترسید اولین بار پیشش دعوامون میشه عذاب وجدان دارم از خابم که کلا موندم 

تقصیر کی بود بنظرتون من مقصرم؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نه مقصر نیستی خسته میشی تو هم دیگه ولی کاش نذاری دعوا بشه، از همون اول می تونستی به بچه شیر بدی فوری ...

آره دقییا

ولی شوهرم بیدارم کردازخاب خیلی سختم بودمتنفرم ازاینکارش

عزیزم همه مادرا همینن من تا دوماه تو 24 ساعت فقط یکساعت میخابیدم کسی هم کمکم نبود تنها بودم تا یکسالگیشم روزا چندساعت با بچم میخابیدم شبا که بیدار میشد منم باهاش بیدار بودم ، شوهرمم خابش مهم بود و نمیخاستم دعوامون بشه ، بلاخره مادر شدی باید یه سختیهاییم بخاطر بچت قبول کنی دیگه گلم

به خدا گفتم  :                                                                چرا آرزو کنم وقتی سرنوشت مرا نوشته ای؟؟؟؟                   خدا پاسخ داد :                                                       شاید نوشته باشم هرچه آرزو کند ❣️🙇🏻‍♀️
عزیزم همه مادرا همینن من تا دوماه تو 24 ساعت فقط یکساعت میخابیدم کسی هم کمکم نبود تنها بودم تا یکسال ...

همیشه بیدارمیشم عزیزم 

ولی سراینکه بچه سرش ازبالش افتاده نمیخاستم پاشم آخه خیلی وول میخوره توخواب یه جا نمیمونه

آره دقییا ولی شوهرم بیدارم کردازخاب خیلی سختم بودمتنفرم ازاینکارش

آره درسته آدم کلا بی خواب میشه ولی تو هم می خواستی بهش شیر بدی دیگه، همسرت هم دلش به حال بچه سوخته که گردنش بدجور بوده حالا همه ی این ها گذشته دیگه بهشون فکر نکن و به فکر مقصر نباش لحظه را دریاب و اینکه این سختی کشیدن های دوره ی شیرخوارگی بچه موقته روزی می رسد دلت لک می زنه برای اینکه بچه بیاد بعلت و ... و اون بدو بدو می ره پی بازیش...

زود زود این لحظات الانت آرزوی خیلی هاست خانم خوشبخت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   قلعه_یخی  |  4 ساعت پیش
توسط   دنا_  |  18 ساعت پیش
توسط   بیتااااااااا  |  1 ساعت پیش