سلام، من سال ۱۴۰۰ کنکور دادم و البته چیزی نخونده بودم اما رشتهای که خیلی بهش علاقه داشتم و آینده شغلیم رو توش میدیدم، قبول شدم اما چون شهرِ دیگه بود و بازار کارش کساد بود، نرفتم. از نیمه دوم سال رفتم دانشگاه شهر خودمون و رشتم و هم دوست داشتم اما از همون اول از دانشگاه و رشتم ایراد گرفتم و تو درس خوندن کم کاری کردم و امتحانات پایان ترمم ندادم، نمیدونم چرا اما با وجود علاقهی زیادی که به درس خوندن داشتم، نسبت به درس دلسرد شدم. خیلی دلم میخواد برم دانشگاه اما تصمیم دارم انصراف بدم چون تا لای کتاب رو باز میکنم افکار منفی به شدت به ذهنم هجوم میاره و سر درد بدی میگیرم. شما همچین شرایطی داشتید؟ تعریف از خود نباشه تو دوران تحصیل درسم و نمرههام خیلی خوب بود و واسه خانوادم و بقیه دور از ذهنه که نخوام برم دانشگاه. نمیدونم چرا اینطور شدم، به شدت میترسم، میترسم وقتی درس میخونم حواسم پرت بشه و همین ترس مانع دانشگاه رفتنمه. حس میکنم اگه درس نخونم جلو دیگران احساس ضعف میکنم و البته الآنم اینطور شدم. خانوادم خیلی از ترک تحصیلم ناراحتن و دیگران مدام از دانشگاهم پرس و جو میکنن. من حتی قبلِ دانشگاه پیش مشاورم رفتم اما حس میکنم جلسات مشاوره و روانشناسی تأثیری نداشته واسم. افکارم واسه خودم خیلی وحشتناکه، این افکار موقع درس خوندن خیلی خیلی زیاد میشه. حسِ یه آدم گناهکار رو دارم، این افکار یه آدم گناهکار رو به من القا میکنن. افکارم عذاب آوره و نمیدونم چیکار کنم؟ احساس افسردگی شدیدی دارم. هیچکس حالم رو درک نمیکنه. حس میکردم با درس نخوندن درست میشم اما بازم از وقتی تصمیم به انصراف گرفتم تمام ذهنم پیش دانشگاهه. من واقعاً حالم خوب نیست، بعضی وقتا تو تنهاییام اشک میریزم و به خودم میگم فاطمه این تویی؟ تویی که اینهمه واسه خواستههات میجنگیدی به سرعت جا زدی؟ میدونم دیگران به خاطر اینکه درسم و ول کردم کلی مسخرم میکنن و شاید از اینکه پیشرفتی نکردم خوشحال میشن و حتی این دید دیگران فکرِ شب و روزم شده. احساس ناامیدی بدی دارم. من به درس خوندن علاقه دارم اما میترسم باز درس بخونم و باز نتونم و حال روحیم بد بشه. شما راهکاری دارید؟ من حتی خارج از درس و واسه یه مدرک گرفتن ساده کلی استرس دارم، نمیدونم چی به سرم اومده، قبلاً اینطور بودم ولی کم بود، اما از سال آخر دبیرستان حالِ روحیم خیلی سر درس خوندن خراب شد.