2777
2789
عنوان

خواهر شوهر

823 بازدید | 50 پست

خاله همسرم از کربلا برگشته ما رو دعوت کرده بود شام یعنی همه رو بعد من و مادرشوهرم و همسرم رفتیم جاری بزرگ م و کوچک و خواهرشوهرم زودتر رفته بودن بعد رفتنی من دیدم خواه شوهرم تو آشپزخانه خاله همسرم هست بعد ما رو دید رفت اتاق خواب زود بعد حدود یه ساعت اومد دخترمو صدا کرد من گفتم می‌داشتی رفتنی میومدی سلام میدادی گفت تو باید سلام می کردی تو اول اومدی یعنی انتظار داشت من برم داخل آشپزخانه خاله شوهرم بهش عرض ادب کنم منم گفتم بالاخره من بزرگ م در ضمن تو تو آشپزخانه بودی بعد گفت نه تو اول اومده بودی من دیگه بحث نکردم جالبه به همسرمم سلام نکرد کلا بعد به دخترم گفت چرا به عمه سلام نکردی گفت مامانم میگه همه بچه عمو رو بیشتر دوست داره و ازت قهرم در صورتی که من اصلا همچین حرفی نزده بودم یعنی جوری قرمز شده بود مادرشوهرمم زود زود می گفت مامانت دو بهم زنه آش نخورده و دهن سوخته از اول تا آخر رفته بود تو اتاق خواب پیش جاری کوچک ه بیرون هم نیومدن اونجا شام خوردن 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بچتون چقدر حرف بدی زده روی ذهنیت خواهرشوهرتون تاثیر بدی گذاشته

می دونی قوه تخیل قوی داره مثلا می‌ره به مادرشوهرش میگه بابا داد زد در صورتی که اینطور نبوده چند بار هم گفته بیاد عمه خونه ما نرفته ازش دلخوره

خب کاش نمیگفتی چرا بهم سلام ندادی بعدشم بنظر من فرق نداره وقتی دیدیش تو سلام میدادی زیادبخوای این چیزارو جدی بگیری پیر میشی سعی کن بیخیال باشی نسبت ب این چییزا نقطه ضعفم نشون ندی 

نباید روت با خانواده شوهر باز کنی به روی خودت بیاری این میشه نقطه ضعف دادن دست اونا 

نه این خواهرشوهرم چند بار به خواسته من و همسرم نه بیخود آورده من دیگه چیزی ازش نمی خوام چند بارم دخترم گریه کرد محکم گفتم نه همسرمان چند بار زنگ زده گفته نمیام بعد سر از جا دیگه درآورده من فقط گفتم دیگه رو نزن 

می دونی قوه تخیل قوی داره مثلا می‌ره به مادرشوهرش میگه بابا داد زد در صورتی که اینطور نبوده چند بار ...

ببین در هر صورت حرف بدی زده

این قوه ی تخیل نیست عزیزمو رفتار نامناسبیه 

من بین شاگردام هم همچین چیزی دیدم و بعدا کنترل نمیشه و سخته 

این میشه دروغگویی و به نظرم در تلاش برای اصلاح رفتارش باش و با یه مشاور حتماااااا صحبت کن چون شخصیتبچه ات از همین بچگی شکل میگیره


ببین اینکه کی گفته اول سلام کنه شاید سو تفاهم  شده باشه

ولی خرف بچه شده هیزم این اتیش و هر کسی میشنید میزاره پای صداقت بچه و باور میکنه و ناراحت میشه🤔🤔


خب کاش نمیگفتی چرا بهم سلام ندادی بعدشم بنظر من فرق نداره وقتی دیدیش تو سلام میدادی زیادبخوای این چی ...

نه آخه انتظار اینکه می گفت باید بیای آشپزخونه سلام بدی برام سنگین بود بعد اومد فقط گفت سلام اسم دخترمو گفت انگار من و همسرم شلغمیم همسرم کم کم پونزده سال بزرگ تره

نه این خواهرشوهرم چند بار به خواسته من و همسرم نه بیخود آورده من دیگه چیزی ازش نمی خوام چند بارم دخت ...

منظورم اینه اصلا نباید سلام نکردنش به روش میاوردی انگار هیچ اتفاقی نیفتاده 

ببین در هر صورت حرف بدی زده این قوه ی تخیل نیست عزیزمو رفتار نامناسبیه  من بین شاگردام هم همچ ...

نه دختر من دروغ گو نیست دلش شکسته می دونی چند بار گفته عمه بیاد خوراکی نگه داشته ولی با سنگدلی نیومده ناراحتی شو از زبون دیگران میگه 

به خواهر شوهرت میگفتی ک دیدمتو فلان ک رفتی اتاق خوابووو... غیره 

نه دیگه بحث نکردم جالبه به من میگه من نمیام چون تو تعارف نمی کنی بیام فقط دخترت میگه من م گفتم اینقدر من و همسرم میگیم بعد که نه نیازی دیگه نمی خوام ازت بخوام که حرفم زمین بیوفته 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108