خونه خستهست یه چایی چند روزه مونده رو کتری
من راضی ام به دیدنت تو از دور از چند متری
با اینکه بد ازت پرم
ببین منو کم توقعم
بیا بشین جر و بحث کنیم تو رو بد بقل کنم
دیوار زدن میون من با تو ادما بد پستن
من هرکیو ناز کردم یه روز یه چک زد رفت
همیشه چوب سادگیمو خوردم
همه جونمو نا رفیقا بردن
توی خودم اسیر و افسردم این نفسا اشکی من مردم
حیف تو حیف عشق ما
شدی دوست داشتنی ترین اشتبام
با اینکه میدونم چقد عوض شذی ولی هنوز موندم
پشت در چشم به رات
میشه نیای میشه ازت خواهش کنم
باید ته مونده ی خاطره هاتو چالش کنم