سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘
مگه شماهمون نیستی که قرار بود اقدام کنی برای ای وی اف.و نگران بودی. بچه ها بهتون گفتن خدا بهتو ...
عزیز من خودمم تو بهتم .من دوماهه تو رژیم پسر بودم با شوهرم .تواین دوماه شاید سه بار رابطه داشتیم نه به قصد اقدام البته .که من ببخشید ببخشید هردفعه ازشوهرم میپرسیدم مطمعنی ببخشید نریخته میگفت نه .تا توی ماه تیر من ده روز جلوتر پریود شدم ..بعد پریود یهو دیدم تخمدانام داره تیرمیکشه اصن یوضعی ..تمام علائم حاملگی .الان چند روزه دارم بی بی میزنم همین میشه بعد یه ساعت اینا و بیشتر یه هاله کمرنگ کمرنگ میندازه..کارم بخدا شده گریه عزیزم .من برنامه داشتم
این عکس .هرچی نگاه میکنم هیچی نیست ..ولی این علائم داره منو میکشه ..من اسفند پارسال یه سقط داشتم .بعد با قرصو اینا رفع شد .قرص ال دی هم خوردم با یه قرص جلوگیری دیگه برای دفع بقایا ..بعد از اول خرداد اینا بود شروع کردم به رژیم پسرزایی ..دست پاشکسته البته .من اسفند که سقط کردم .پریود نشدم تا اردیبهشت ۲۶ام .خرداد ۲۵ ام .یهو تیر ۱۴ام اینا بود لک دیدم و بعد دوروز هم خونریزی تا یه هفته .یعنی من ماه تیر ده روز جلوتر که اصن سابقه نداشته ..خونش مث همیشه بود ولی خونش روشنتر بود و اون آخر هم لک های قهوه ای میشد ..بعد پریودم تمام شد ترشح داشتم یروز دیدم ترشح خونی دارم ..