دیروز رفته بودیم تفریح بعد سفره رو که انداخته بودن یه پسر اومد ذغال برای قیلونش از ما بگیره حدود ۳٠ ساله بود بعد سره سفره همه نشسته بودن منم به شوخی اروم گفتم چه خوشگل ولی من اصلا صورتشم ندیدم بعد مامانم صبح بهم گفت پسره رو میشناختی میخواست شمارشو بگیری قربون صدقه اش بره ولی بخدا من اصلا اینجوری نیستم چند تا پسر بهم درخواست دادن ولی من بلاکشون کردم واقعااا ناراحت شدم بعد خالم به مامانم گفته بود میشناسش واقعا از این قضاوتشون ناراحت شدم 😔💔