همونجور که یه سریا میدونن یه سریا نمیدونن ۲۶ ام تولد من بود
و نامزدم چون نزدیک نبود بهم و دورترین نقطه ی ممکن از من بود واسم تو وات استوری گذاشته بود و تولدم و تبریکگفته بود
قبل از اینکه با من نامزد کنیم یختر عموش بهش پیاممیده که بیا خواهرجو بگیر اینممیگه من عاشق یکی دیگم و اینحرفا پیشنهادشو رد میکنه
خامواده عموش خیلی بیش از حد حسودن نسبت به زندگی ما حالا یا علتش همینه یا چیزی ک من نمیدونم
مثلا چندین شب پیش اومدن خونه خالم(مادر شوهرمه) و زنعموش همش در حال تخریب من بود و هر بهونه میگرفت
مثلا باهام دست داد از عمد گفت وای عزیزم این روزا همه دیگه لاکمیزنن ناخون بلند میکنن تو چرا ناخونات انقد کوتاهه؟😐 بابای نامزدمم بهش گفت دختر من مثل همه دخترا الاف نیست و چون سر کار میره مجبوره کوتاه کنه
یه خنده دستپاچه کرد گفت ای وای عزیزم کجا کار میکنی گفتم بیمارستان خندید گفت اها خدمه ای(دختر خودش خدمه هست همونی کهمیخواستن بدنش به نامزد من ) (بدون بی احترامی به خدمه ها با نهایت احترام عرض میکنم) یه جوری گفت انگار میخواست منو تخریب کنه بابا هم گفت نه دخترمماما هست
کلا تا اخر در حال تخریب روحی و جسمی من بود
حالا واسه تولدم همون دختر عمویی که میخواسته خواهرشو بده به نامزد من به نامزدم پیام داده گفته همچین قشنگ همنیست اخر کار خودشونو کردن انداختن بهت
راستش من ناراحت نشدم چون واسه همسرم قشنگم و خیلی بهممیگنخوشگلی(تعریف از خودم نیست منظورم اینه که میخواسته منو خراب کنه جلو نامزدم) و اینم بگم که نامزدم چند سالی بود منو میخواست و انداختنی در کار نبود
قبلا هم نامزدم عکسمو اسنوری کرده بود و همین دختر عموش ریپ زده بود همچین هم جالب نیست
حالا درد من اینه که خواهرش از ایناس که ده سالی یه بار یه لباس میخره و ریشش و سیبیلاش از یهمرد بیشتره(بدون بی احترام به اون )
به سرم زده شماره دختر عموشو پیدا کنم بهش پیام بدم
نمیدونم کارم درسته یا نه چون واسه خودممهمنیست اما نامزدم اذیت میشه
و اینکهنمیدونمپیام بدمچی بگم بهش که بفهمه نباید زیاد از حد خودشو دخالت بده