این یه تصمیم خیلی بزرگه. از اونجایی که این تصمیمی بوده که من دقیقا انجامش دادم و البته شرایطی که داشتم برای من اجبار بود باید بهتون بگم که این یه پروسه بسیار سخته که باید خودتون رو برای بسیاری از نداریها، مشکلات مالی و تنهایی آماده کنید.
از طرفی روی استخدام شرکتها نمیشه حساب کرد چون اگر نیم نگاهی به آگهیهای روزنامه همشهری بندازید متوجه میشید که شرکتها مدام در حال تعویض کارمندا و کارگراشون هستند.
شما میاید در بهترین حالت استخدام میشید ولی بعد 6 ماه یه سال رئیس شرکت به هزار و یه دلیل غیر قابل فهم شما رو اخراج میکنید. اونوقت شما میمونید و مخارج اجاره خونه و هزینه هاتون و اینکه آیا تا سر ماه میتونید سریعا سر کار برید و پول کم نمیارید؟
این یه حرکت پر استرسه که بدون پشتیانی نشدنیه مگر اینکه شما تخصصی داشته باشید که شرکتها چنان به شما نیاز داشته باشند که شما رو نگهدارن.
در هر صورت زندگی راحتی نیست.