شوهرم اولای زندگی دست بزن داشت و فحاشی میکرد الان دست بزن نداره چون من سکوت مطلق میکنم پدرم دو ماهه بودم که تصادف کرد همش بهم میگفت پدر سگ یا بی خانواده قلبم اتیش میگرفت چون بابامو اصلا ندیدم ...الان ماهی یبار دعوا راه میندازه من ناپدری بدی داشتم مادرم هم خیلی بد بود خیلی بد با شکنجه بزرگ شدم الانم چند سالی میشه بیرونم کردن و ازشون خبری ندارم . کسیو ندارم بهش تکیه کنم . خستم خیلی تحملم دیگه تموم شده . این از بدیا
اخلاق خوبشم دست و دل بازه . خرج میکنه . به فکر اسایش و راحتی ما هست. اهل تفریح و رستوران و بیرونه . کمکم کرد درس خوندم و الان شاغلم . اهل خیانت و ...نیست . با خواهراش به خاطر من قطع رابطه کرده .
نمیدونم چکار کنم از ساعت ۶ صبحدارم حرص میخورم .