سرحرف شد داشتیم صحبت میکردیم درمورد فیلمی که داشتیم میدیدیم درمورد زنای خراب
که من گفتم واقعا کسی که حیا داشته باشه نمیره دنبال این کارا اگه گشنه هم باشه میره کار میکنه نه تن فروشی
بعد شوهرم مخالف بود میگفت کسی که گشنه باشه و هزارتا مشکل داشته باشه با کار خرجیش درنمیاد مجبوره بره دنبال این کارا
بعد سراین حس بدی پیدا کردم که داشت تعریف میکرد یکی از دوستاش شماره یه زن خراب رو داده به یکی از دوستای دیگش گفته برو کارتو بکن
اونم زنگ زده و قرار گذاشته بعد دیده دختره گشنس و واسش غذا خریده و گفته برو کاریت ندارم خلاصه ازاین حرفا
دوتا دوستاشم مغازه های کناریش هستن یعنی مدام در ارتباطن باهم
بعد حس بدی پیدا کردم که این حرفا رو جلو شوهرم میزنن
ن اینکه بگید اگه به شوهرت اعتماد داشته باشی نباید بترسی و تو جامعه ازاین چیزا پره
اما کلا ازاینکه درمورد این چیزا صحبت میکنن کلا حالم گرفته شد یه حس بدی دارم