ببین منم یه مدت مثل تو بودم همش شک همش حساسیت دیدم نه دارم زندگیمو داغون میکنم چیزیم ندیده بودم تو توهمات خودم براخودم فکرو خیالای بیخود میکردم بعد تایه روزی با خودم گفتم خوب بخواد کاری بکنه میکنه دیگه پنهانی منم نمیفهمم الان دیگه گداشتم کنار درمورد نگاه کردن مردا کلا ذاتشون خرابه براخودت نزار