برنگرد
جوونی خودتو حیف نکن
ببخشید اینجور میگم
ولی ما یه فامیلی داشتیم همون سال های اول فهمید شوهرش معتاده
ولی دوتا بچه اورد
بنده خدا میرفت کار میکرد
شکم خودشو بچه هاشو پر میکرد تازه شوهرش کتکش میزد و ازش پول میگرفت
خیلی بی آبرویی ها درست شد
هر چند وقت یه بار شوهرش کتکش میزد دستشو میگرفت می اورد دم در خونه خواهر و برادرای دیگش ولش میکرد...
فامیلمون تو تمام این سال ها موند چون میگفت نمیتونم خونه اجاره کنم و هزینه خونه رو بدم... (شوهرش یه خونه کلنگی داشت)
راضی هم نمیشد کسی کمکش کنه... حتی حاضر نبود بیاد خونه پدرش...
خلاصه زد و شوهرش خونه رو به باد داد و انداختنشو بیرون
این زنه بدبخت هم دید اینجور شد طلاق گرفت و یه خونه اجاره کرد و دست بچه هاشو گرفت رفت
ولی چه رفتنی پسرش الان پاشو گذاشته جا پای پدرش تازه شده یکی بدتر از اون
کسی هم جلو دارش نیست
تا یکی میخواد یه چیزی بهش بگه رگ گردن باد میکنه که اون وقتایی که من زیر دسته پدر معتاد بزرگ شدم کی اومد زندگیمونو درست کنه که الان اومدین دارین منو نصیحت میکنین؟؟
20 سالشه همش ولی 2 سال رفت تو زندان به جرم مشارکت در قتل...
انواع اقسام مواد مخدر رو میزنه...
میفروشه...
مادر بدبختش با کارگری تو خونه مردم پول جمع کرد براش وکیل گرفت تبرئه بشه در اومد از زندان رفته شاخ و شونه کشیده خونواده مقتول هم گرفتن عین سگ کتکش زدن😑😑 دست و پاشو خورد کردن
هر روز قمه کشی و دعوا و شده گنده لات...
نزار زندگیت مثل این بنده خدا شه...