اونایی که از جدایی میترسن و ناراحتن میخوام بدونم از بچگی هم اینجوری بودن؟ ایا همیشه از تنها موندن میترسیدن؟ کل عمرشون همیشه ارتباط داشتن با اطرافیان؟ مثلا دیدین مردم صبح بیدار میشن میرن خونه یه فامیل بعد ظهر میشه یه استراحت میکنن دوباره میرن مهمونی و دور همی؟ میخوام بدونم مخصوصا مادرایی که پیر میشن از اول اینجوری بودن از اول دایم اهل مهمونی و دورهمی و تلفن زدن و گردش و تفریح بودن که الان وقتی سنشون بالا میره از دوری و جدایی و تنهایی میترسن؟ اخه من ۳۶ سالمه بچگیام یادم نیست ولی از نوجوونی همیشه تنهایی رو دوست داشتم و اصلا اهل رفت و امد و زنگ زدن و پیام دادن و دورهمی نیستم یعنی سال تا سال کسی رو نبینم اصلا دلتنگ نمیشم منظورم اینه من با این اخلاقم ایا تا اخر عمر میتونم تنها باشم؟ تا الان که نه دلتنگ کسی شدم نه دوست دارم با کسی ارتباط داشته باشم دوست دارم تنهای تنها باشم ایا هرچی بزرگتر هم بشم همینجوری ام؟ حس میکنم اونایی که دوری همو نمیتونن تحمل کنن تنهایی نکشیدن هیچوقت نشده کل روز یا کل هفته یا کل ماه تنها باشه. بخاطر همین نمیتونه با جدایی و تنهایی کنار بیاد من سالهاست با کسی رفت و امد ندارم شاید گذری کسی رو ببینم اصلا هم دلم تن گ نمیشه حتی کسی هم فوت میکنه ناراحت نمیشم چون عادت به تنهایی دارم