خب داستان رو میگم بعد لطفا تحلیل کنید
داستان اینه که من جدیدا خیلی چیزای عجیب غریبی حس میکنم ...از تغییر رفتار اقوام تا رفتار خاص بعضیا و ....
یکی از فامیلامون که خب یه پسر داره حدود بیست سالش هست و یه دختر که ازدواج کرده و اونم حدودای بیست و پنج سالش هست....خب امسال بخاطر یسری مسائل مهمونی فامیلی زیاد داشتیم ...توی این مهمونیا ایشون و دخترشون که بالا براتون گفتم خیلی دورم هستن تنهام نمیزارن جوری که قبلاً اینطور نبودن ...و یجوری صحبتو باز می کنن و اولین سوالشونم اینه که رشته تحصیلیت رو چی میخوای بزنی؟؟😐😐😐خب هنوز هدایت تحصیلی نیومده بود چون مال ماه های پیشه .....حالا بنظرتون چرا آنقدر درگیر منه ؟؟؟؟رفتارش خاص . صمیمی شده ؟سر صحبتو باز می کنه و کشش میده؟؟