بچه ها این داستان دوستمه گفته من بگم
دوست من چن روزی هس ک کمر درد داره
و احتمالا حامله هم هس
بعد امروز یه جشنی دعوت بود
بعد ظهر هم مادرش خنشون بود
بعد سر رفتن ب جشن با مادرش
همسرش بهش گف ک تو نرو چون ک هم حامله ی
هم کمرت درد میکنه
نرو
بعد مادرش زنگ زد گف چرا نیومدی میومدی دا همه میپرسن کجایی و چرا نیستی بیا دیگه میومدی دا قرار نبود ک کار کنی و قرار بود بشینی و.....
الان این خیلی دلش گرفته گف اینحا بنویسم ک راهنمایی بشه
ک حق با کی بود