من دوسه سال پیش قبل ازدواج خودم و خواهرم(دوران مجردی)باشوهرخواهرم دوست بودیم.اونموقع که من نمیدونستم قراره جداشیمو باخواهرم ازدواج کنه😕همون موقع هم خواهرمم درجریان بودموقعی هم ک خواستم باشوهرم ازدواجکنم درجریان گذاشتمش ینی الان میدونه قضیمونومشکلیم نداره..خیلی دارم اذیت میشم من زودترازدواج کردم بعدخواهرم ازدواج کردولی میدونم یه جوریه همیشه مراقب نگاه منه مراقب نگاه شوهرش که یوقت همو نگاه نکنیم😑حرف نزنیم باهم😑من همیشه دوست داشتم باشوهرخواهرم مثل یه دوست و برادرباشیم وصمیمی شوخی کنیم...ولی کلا ازهمه چی منع شدم میترسم باهاش حرف بزنم خواهرم ناراحت شه فقط بزورجواب سلامشومیدم.شوهرم باشوهرخواهرم باهم کارمیکنن اونروزشوهرم حموم بود هی داشت زنگ میزدجوابشودادم گفتم حمومه.الانم خواهرم ناراحته ازم که باهاش حرف زدم😔بخدابه چشم برادری میبینمش اون مال گذشته هابوده بنظرتون مقصرمنم؟😪