شوهرم بهم گفت سرکاره کارش طول میکشه بعد اومد خونه گفت نمیتونم بهت دروغ بگم سر راه خونمون یه کانال اب هس رفته بودن باهمکاراش اونجااا ازاینکه بهم دروغ گفته ناراحتم ولی از جاییم ک بعدش اومد راستشو گف راضیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برخورد خوب داشته باش فردا،و بهش بگو واست تعریف کنه،ذوق کن الکی.بعدبگو خب نیاز نبود اولش دروغ بگی،بالاخره تو هم بعنوان آدم وقتی اینهمه فشار روته،نیاز داری کمی با دوستات تفریح کنی...رفیق شوهرت باش،کج خلقی کنی باز هم دروغ میگه
من هیچوقت نزاشتم با دوستاش یا همکاراش جایی بره بعد گفت میدونستم غر میزنی به خاطر این دروغ گفتم دلیلش ...
اشباهت میکنی....حتی اگه دروغم نگه...بدون که تو دلش چه حسرتهایی داره....باور کن دوست و همکار جذام ندارن...سالی یکی دو بار بزار بره ....بترس از حسرتهایی که تو دل مرد هست
من خودمم مخالفم ولی سالی یه بارو میگم برو...واقعا احتیاج دارن