فروردین ۱۴۰۰ بود که متوجه بی حال بودن بابا و بیش از حد خوابیدن اون شدیم رفتیم دکتر و براش آزمایش نوشت و جواب که اومد دکتر خیلی تعجب کرد هموگلبین دکتر گفت من تا حالا همچین مریضی نداشتم بدنم سرد شد
که دکتر گفت اورژانسی یک بار دیگه آزمایش میگیریم چون حتما این آزمایش اشتباه و بابام در این بین میگفت من هیچیم نیست که کنیم در این بین اینم اضافه کنم بابای من اصلا از دکتر خوشش نمیاد
آزمایش رو دوباره گرفتن و دوباره در کمال تعجب همون جواب کم خونی فوق العاده شدید گفتن برید بیمارستان بستری کنید خیلی ناراحت بودم بابام که تا یک ماه پیش حالش خوب خوب بود اینجوری شد هموگلبین ۲ خیلی کم بود.
رفتیم و بابام رو بستری کردیم و شروع کردن سرم برای خون سازی زدن از این سرم زرد ها ۳ ساعتی طول کشید و گفتن الان سریع عصر نمیکنه برین خونه و دو الی سه روز دیگه بیایین آزمایش بگیریم و یه سرم دیگه