بله همینطوره که شما میگی ، قبلا در مورد خانوادم کوتاه میومدم
ولی الان حتی به خونم هم راهشون نمیدم ، به سختی و بندرت باهاشون ارتباط میگیرم که همونم پشیمون میشم
در مورد خانواده ی همسرم باور کن ، خیلی بیشتر از خانواده ی خودم بهشون نزدیک میشدم ، محبت میکردم ، رفتاراشونو نادیده میگرفتم ، ولی هربار بدتر از قبل
خسته ام از دستشون ، شایدم بلد نیستم، سیاست ندارم ، ولی بخدا من جز محبت و احترام کاری نکردم
حتی به خود شوهرم که با وجود تمااااام مشکلات و کمبودها که در جریانی ، کوتاه اومدم ، اینم از این ، ده ساله فریبم میده
نمیدونم مصلحت و تقدیر خدا چیه ؟ نمیفهمم چرا اینجوریه زندگیم ! فقط میدونم شانس ندارم، دستم نمک نداره