خیلی حالم گرفتس بخاطر امتحانای دانشگام که حضوری شدن اومدم خونه مامانم درس بخونم شوهرم هم رانندس بهم گفت همونجا بمون تا بتونی بخونی با مامانم رفتم یه شهر دیگه امتحانمو دادم چون شوهرم نبود که ببرتم دیروز تموم شد امتحانم به همسرم زنگ زدم گفتم رسیدم میام خونه یا بیا دنبالم گفت بیای چیکار فردا دوباره باید برم جاده الان ۱۰روزه خونه مامانمم خیلی دلم گرفته حس میکنم شوهرم دیگه دوس نداره برم خونه سرد برخورد میکنه بهش گفتم علائم بارداری رو دارم گفت من الان بچه نمیخوام اگه باشه هم باید یکاریش کنی درحالی که قبلا میگفت بچه دوس دارم هعی نمیدونم چرا اینطوری شده رفتارش😭