2821
2789
عنوان

مادرشوهرم😐😐

599 بازدید | 37 پست

بچه ها من قبلا تاپیک زدم ک مادرشوهرم رفته قم چشمشو عمل کنه منم با پدر شوهرم میموندم و پخت پز و اینا و این ک برا صحرا شام درست میکردم سختم بود حالا از وقتی برگشته من بهش گفتم که اگه اذیت میشی بیاییم پایین بمونیم برسم بهت گف نه اما دیگه باهام سرسنگین شده مثل قبل نیس چشمشم خوب شده حالا باز نوبت صحرا بود باید دو روز غذا میفرستادیم منم همیشه میرفتم پایین غذا میپختم خودمم میموندم اینسری دیدم شوهرم زنگ زد از سرکار بهم گف....  هستین؟؟ 

بقیش

خدا رو مثل آدما فرض نکن. برای اون زمان مهم نیست. زمانش که شد، خودش خواسته ات رو بهت میده.زندگی من منشا تمام اتفاقای خوب دنیاست❤خدایا شکرت❤بعد ی سقط و یک سال اقدام بیبی چکم دوروز مونده ب ولادت پیامبرمون مثبت شد خدایا خودت مواظب تودلیم باش💚1402/9/7رفتمNT فندقم 12هفته و2 روزش بود و سالم،دکترم احتمال داد دختره ❤تودلیم ۱۴۰۳/۳/۱۴ساعت ۴به دنیا اومد 💛خدایا شکرت💜

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

بهم گف مامانم زنگ زده میگه ب فاطمه بگو بالا درست کنه بفرسته من چشمم درد میکنه درصورتی ک حتی پایینم میرفتم خودم درست میکردم هیچ فرقی نداش ب حالش منم همون خونه خودم درس کردم بعد... 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792