خاله من یه دختر کنکوری داره خیلییییییییی مطمئنه بهش. منم بعده لیسانس کنکور دادم چون برای رشته ام کار درست و حسابی پیدا نمیشد، رتبه ام مرزی شد پزشکی نمیاوردم موندم پشت. خاله م همش میاد خونمون میگه دختر من نابغه اس امسال بخونه به امیدخدا پزشکی میاره، در حالی که برا نهایی های دوازدهم اومد پیش من ریاضی بهش یاد بدم بلد نبود مخرج مشترک بگیره! یه جوری حرف میزنه که یعنی من خیلی هالو ام که نتونستم دفعه قبل پزشکی قبول شم ولی بچه اون مثه آب خوردن میتونه! هر سری که میاد من خود خوری هام شروع میشه روانمو بهم میریزه