2777
2789
عنوان

خبر بارداری

405 بازدید | 22 پست

بیاین بگین خبر بارداریتونو چطوری به خانواده ها دادین

من هم خیلی دوست دارم زود بگم همم خجالت میکشم

شوهرمم خجالت میکشه میگه رو من حساب نکن وقتی من نبودم خودت بگو 

پیشنهادتون چیه ؟ و اینکه کی گفتین ؟؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شوهرم همه رو خبر دار کرد ک زهرا بارداره خوشحال خوشحال

چ خوب بارش از رو شما برداشته شد

شوهر منکه فقط میگه مامان بابا ها بدونن تازه خواهراشم به زور مد قبول کرد اونم درصورتی که شوهرتشون نفهمن 

ولی نمدونم هنوز چطوری بگم که هم هیجانی باشه همم خجالت نکشم 

شوهرم همه رو خبر دار کرد ک زهرا بارداره خوشحال خوشحال

یه جعبه شیرینی بگیرین برین خونه مادرشوهر جان و مادر خودتون پرسیدن به چه مناسبت بگین نوه دار شدین دیگه خودشون بقیه رو خبردار میکنن

زیباترین زخمی که در دنیا خوردم زخم سزارین بود دردناک و پر از احساس ناب مادرانه   

من چهار ماهه به مادرشوهرم گفتم و شوهرم گفت

یک ماهه به مامانم گفتم و خودم گفتم

۶ماهه بودم همه فهمیدن 

و کلی پشت سرم حرف زدن ک بیچاره ها حتما به زور از خدا گرفتن نخواستن بگن ک چشم نیان 😑 درصورتی ک من ناخواسته باردار شدم

اون موهایی که با رفتنت سفید شدو   رنگ کردم ، دیگه نیا : )
چ خوب بارش از رو شما برداشته شد شوهر منکه فقط میگه مامان بابا ها بدونن تازه خواهراشم به زور مد قبول ...

من شوهرم ب دوستاش گفته بود ب همه..چن سال منتظر بودیم مردم خجالت ازمون نکشیدن هرروز سوال میکردن 


ما حالا خجالت بکشیم ؟

من ب دوستام همه گفتم بدون خجالت



ولی من دارم هرروز آدم ساکت تری میشم 😔
من باردار نشدم ولی تا کسی باردار میشه ت فامیل شوهرهاشون هما رو خبردارمکنن

اره ما هم همینطور ولی چ کنم من شوهرم با بقیه فرق میکنه تو این قضیه  خجالت میکشه از اینکه منو مادر کرده 😅

چ خوب بارش از رو شما برداشته شد شوهر منکه فقط میگه مامان بابا ها بدونن تازه خواهراشم به زور مد قبول ...

بزرگا بفهمن مطمین باش یک ساعت بعد کل فامیل فهمیده بسپار به خودشون فقط به مامان و بابا ها بگین خودشون به بقیه میگن

زیباترین زخمی که در دنیا خوردم زخم سزارین بود دردناک و پر از احساس ناب مادرانه   
من چهار ماهه به مادرشوهرم گفتم و شوهرم گفت یک ماهه به مامانم گفتم و خودم گفتم ۶ماهه بودم همه فهمید ...

حرف بقیه هیچ موقع تمومی نداره خوب کاری کردی که دیر گفتی در جواب میگفتی اره اوقعا از چشم و نظر شما ها میترسیدم 

سعی کن زود اطلاع ندی اوایل چهار ماهگیت اطلاع بده

حتی به خانواده ها 

اخه من بارداری اولمه و هیچ اطلاعی ندارم دوست دارم یکی باشه راهنماییم کنه یکی مثه مامان و مادر شوهرم که تجربه کافی دارن 

حتلا در کنارش باباها هم میفهمن دیگه

بزرگا بفهمن مطمین باش یک ساعت بعد کل فامیل فهمیده بسپار به خودشون فقط به مامان و بابا ها بگین خودشون ...

اتفاقا میخوام فامیل نفهمه و به مامان بابا ها تاکیید کنم مطلقا نگن 

مشکلم اینه که چه جوری به خودشون بگم 😅

حتی به خانواده ها  اخه من بارداری اولمه و هیچ اطلاعی ندارم دوست دارم یکی باشه راهنماییم کنه یک ...

عزیزم شما زیر نظر دکتر هستی و اینکه ماشالله نی نی سایت هست هر سوالی داشته باشی بچه ها جواب میدن 


🛑 لایک نکن 🛑
یه جعبه شیرینی بگیرین برین خونه مادرشوهر جان و مادر خودتون پرسیدن به چه مناسبت بگین نوه دار شدین دیگ ...

مادرشوهرم اینا که سفرن بخوام تا موقع برگشتنوشن صبر کنم میشه اولایل محرم تقریبا شوهرم میگه به اونا تلفنی بگیم ولی حیف نمیشه غافلگیر شدنشونو دید 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز