سلام خیلی بدبختم گیر یه آدم روانی افتادم شش سال موهام همشون سفید شدن شوهرم یه آدم بشدت ترسو وبی غیرته هرکی حقشو بخوره تو اجتماع وایمیسته نگاه میکنه توان دفاع نداره اما تو خونه واسه من اژدهاس اونقد اذیتم میکنه پره کینه وعقدس زیر دست نامادری بزرگ شده اگه باپدرش قهرباشه زندگیم آرامش داره اگه با پدرش حرف بزنه یکم تو روش بخنده اذیتم میکنه دنبال بهانه اس بخانوادم فحش بده میگه پدرم حامیم تو یه کوچولو بحث گوشی برمیداره به پدرش زنگ میزنه دستمو یکشه میگه بیا بریم پیش پدرم ابروتو ببرم چن روز رفتم خونه پدرم تو نبودم آشتی کردن از وقتی اومدم اونقد اذیت کرده فحش خانوادم داده فهمیدم حرف میزنن آشتی کردن