2777
2789
عنوان

سیاست آلوده

157 بازدید | 3 پست

حکایت است روزی چرچیل -روزولت و استالین برای خوردن شام با هم نشسته بودند .


کنار میزشان یکی از سگهای چرچیل ساکت نشسته بود .


 


سگ ساکت به آنها نگاه میکرد .


چرچیل خطاب به همراهانش گفت :


چه طوری میشه از این سس خردل تند به این سگ داد ؟


 


روزولت گفت :


من بلدم و مقداری گوشت برید سس خردل را داخل گوشت مالید و جلوی سگ انداخت


سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا این که :


به خردل رسید


خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد .


 


نوبت به استالین رسید .


استالین گفت :


هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری خردل را با انگشتهایش گرفت و به طرف سگ رفت


با یک دست سگ را محکم گرفت و با دست دیگر خردل را به زور داخل دهان سگ کرد .


سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد .


 


چرچیل به هر دوی آنها خندید .بلند شد و با چهار انگشت مقداری از خردل را به معقد سگ مالید


سگ که زوزه کشان به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد !




 www.Giboon.ir 

وای چه ظالمانه💔

دنیا پر از آدمهای نفهمه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز