یهشب گوشی شوهرمو برای اینکه به نتش وصل شم گذاشته بودم رو پله ها تو حیاط بعد که خواستم بخوابم یادم رفت برم گوشی رو بردارم
جونم براتون بگه که تا صب بارون اومده بود و گوشی خیسِ خیس شده بود.خیس و خراب شدنش ی طرف، صبح شوهرم داشت دنبالش میگشت من خنگم فقط داشتم نگاه میکرد
اه