2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من  اونقدر از دست این روغنی حرص خوردم که خواب از سرم پرید😂

بعد این همه گزارش میخوره،چرا حذف نمیشع؟

ازمیان دردها،آنهایی که گفته نشدند مارا پیر کردند💔https://eitaa.com/hanacandlelight

من بعد خیلی وقت اومدم سایت الان

ی حرفایی میزنن ک برام غریب و نا آشناس 😂روغن و از این چیزا

جریانش چیه نمیدونم

حاجی حال یه ایران بده هرچی داشتیمو شکافتنش🖤                  "سکوت صدای مورد علاقه ی منه"   [intp]                             《به مردم میزنن تیر جنگی ، آب قطعه برق جیره بندی ، ما دنبال حقمونیم ، دست به دست تا سرنگونی✊》            
بعد این همه گزارش میخوره،چرا حذف نمیشع؟

چون شانسسسسسسسسس داره خواهر شانسسسسسسسسس

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792