اصلا یه وضعی بود اولش ک داشت میله رو داخل میزاشت ففط خدارو صدا میکردم هی عکس پشت عکس..گفتم خوبه تموم شد دیدم اصل کاری برای لولها مونده وقتی مواد وارد لولها شد فقط میگفتم داد بکشم شکممو چنگ بندازم..باانکه مسکنم مصرف کردم..دردش آنی بود ولی تامرزجنون میبرتت..واقعیت وگفتم و ادما کلا باهم فرق دارن
امیدوارم توی زندگیهاتون هیچ وقت مشکلی نداشته باشید، همه چیز خوب و درست و سرجاش باشه، اما اگر خدای نکرده یه وقت گره کوری خورد به زندگیتون، خدا رو قسم بدید به ناامیدی حضرت عباس.. لحظه ای که کنار نهر علقمه.. یه چشمش به مَشکی بود که دیگه آبی نداشت و چشم دیگه اش به خیمه ها بود که دیگه روی رفتن به سمت بچه ها رو نداشت.. خدایا به حقِ دست گیرِ بی دست هیچ کس رو ناامید نکن..
کی گفته درد نداره من انقدر گریه کرده بودم داشتم میمردم
اره والا بعضیا میان اینجا جدا از درد چنون حرف میزنن ک یعنی سواد ماازشما بیشتره اونم با دعوا حالایکی بیشتر بلده باعزیزم جانم..اصلا قبول دارین بعضیا تو نی نی سایت عقده این