بیماره بشدت، اختلال شدید روانی داره ، اسکیزوفرنی ، حالش خوب نیست ، حتی دیگه سره کارش هم درست نمیره، همش خوابه ، یا وِلو رو تخت، نگاهای خیره ی ترسناک ، بی حس و بی تفاوت ، کنترل ادرارشو نداره در حد خیلی کم، پاهاشو رو زمین میکشه راه میره ، توهمات شدید، هذیان ، روزبه روز داره بدتر میشه ، دارو هم مصرف میکنه ولی تاثیری نداره، نگران آینده و زندگیمونه ، اونروز میگه نگران آیندمونم ، میدونم نگران من و دخترمونه ، بعضی وقتا اعصابش میزنه به قسمتهای مختلف بدنش
بعضی وقتا میترسم بلایی سرمون بیاره ، هر چند مظلوم و ضعیفه ، ولی نمیشه گفت
میدونم که بدتر خواهد شد
حیف جوونیش ، حیف بچمون ، حیف زندگیمون ،هرچند زندگیه زیاد خوبی نداشتیم ، ولی باز هم سایه ی سرم بود، پدر بچم بود
توروخدا دعا کنید ، بلکه معجزه بشه